زمخت – خشن آمریکا اوباما آمریکایی رئیس جمهور

زمخت – خشن: آمریکا اوباما آمریکایی رئیس جمهور باراک اوباما دونالد ترامپ ریاست جمهوری اخبار بین الملل

گت بلاگز اخبار فرهنگی و هنری از رتبه ۸ کنکور تا بازی در فیلم لاتاری , قشنگ کرمعلی

بازیگر نقش اول زن فیلم سینمایی «لاتاری» گفت که می‌خواهم در آینده راجع به تاریخ کشور عزیزمان ایران فیلم بسازم، آیا که احساس می‌کنم حرف‌های بسیاری در این عرصه وجو

از رتبه ۸ کنکور تا بازی در فیلم لاتاری , قشنگ کرمعلی

قشنگ کرمعلی؛ از رتبه ۸ کنکور تا بازی در فیلم لاتاری

عبارات مهم : ایران

بازیگر نقش اول زن فیلم سینمایی «لاتاری» گفت که می خواهم در آینده راجع به تاریخ کشور عزیزمان ایران فیلم بسازم، آیا که احساس می کنم حرف های بسیاری در این عرصه وجود دارد که هنوز مطرح نشده است.

به گزارش تسنیم، قشنگ کرمعلی از جمله بازیگرانی است که می تواند آینده روشنی در سینمای کشور عزیزمان ایران داشته باشد، بازیگری که جهت نخستین بار در فیلم سینمایی «لاتاری» ایفای نقش کرد و توانست بیش از حد انتظار از یک بازیگر تازه کار ظاهر شود. کرمعلی علاوه بر بازیگری، در رشته کارگردانی سینما در دانشگاه هنر تحصیل می کند و در صحبت هایش گفته است که به زودی یک فیلم کوتاه می سازد.

او که روزی رتبه ۸ کنکور سراسری شده است هست، علت گزینش رشته کارگردانی سینما را علاقه ای می داند که از کودکی و نوجوانی به آن پیدا کرده هست. او می گوید که علاقه دارد بازیگری را ادامه دهد؛ ولی کارگردانی را زیاد از بازیگری دوست دارد.

در ادامه گفت وگوی تسنیم را با قشنگ کرمعلی بازیگر فیلم سینمایی «لاتاری» می خوانید:

خانم کرمعلی چه شد که سینما را به عنوان آینده کاری خود گزینش کردید؟
علاقه مند شدن من به حوزه سینما به سن ۱۲ سالگی باز می گردد. در آن سالها من به صورت جدی شروع به نگارش جهت نشریه مدرسه کردم و داستان های کوتاه و بلند می نوشتم و حتی وبلاگ هم داشتم.

یعنی به صورت جدی نویسندگی می کردید؟
برای خودم کاملاً جدی بود ولی هنوز به اندازه کافی جسارت و دلیری نداشتم که دامنه مخاطبان نوشته هایم را گسترده تر کنم. حتی داخل وبلاگم با نام مستعار مطلب می نوشتم. البته در زمانی دوستی بود که به شدت من را جهت نشر نوشته هایم تشویق کرد ولی احساس کردم هنوز سریع هست. هنوز هم تک تک نوشته هایم را نگه داشته ام که مهمترین آن شاید زمانی است که سالهای زیادی از زندگی ام را صرف آن کرده ام و منتظرم زمانش برسد تا آن را آماده نشر کنم.

به غیر از آن، نوشتن از همه چیز تبدیل به عادت شده است بود تا زمانی که دریافتم صفحه کاغذ تخیلات مرا ارضا نمی کند و مورد نیاز است تمام این نوشته ها بصری شوند! سینما شوند! و تقریبا ۱۳ سالگی بود که مصمم شدم سینما را به عنوان رشته تحصیلی خود گزینش کنم.

از ۱۲ سالگی دوست داشتید که در سینما کار کنید، بعد آیا وارد رشته ریاضی شدید؟
دوست داشتم امکانی بود تا بتوانم رشته سینما را جهت مقطع هنرستان گزینش کنم که در آن وقت در شهر کرج این رشته جهت دختران ارائه نمی شد و از آنجا که کیفیت تحصیل و آموزش در سایر هنرستان ها به شدت ضعیف بود، جهت دستیابی به نتیجه بهتر در کنکور هنر تصمیم گرفتم از رشته های نظری یکی را گزینش کنم که نهایتاً انتخابم ریاضی بود و دیپلم من ریاضی شد و پیش دانشگاهی را در رشته هنر گذراندم. البته که اگر به عقب برمی گشتم به جای ریاضی، علوم انسانی را جهت دیپلم گزینش می کردم. آیا که امروز زیاد از ریاضی به کارم می آمد.

رتبه ۸ کنکور شدید؟
بله؛ البته قرار بود بهتر بشوم ولی چون آخر کار کمی خسته شده است بودم و شاید حتی بی انگیزه، از فضای درس خواندن فاصله گرفتم و نهایتا ۸ شدم. البته از این نتیجه کاملاً راضی و خوشحالم.

بعد از کنکور چه اتفاقی افتاد؟
بعد از کنکور… شاید پررنگ ترین خاطره جهت من، بیماری شدید پدربزرگم است که در روزهایی که خبر رتبه کنکورم رسید، خلاف بقیه خانواده ها چندان وقت خوش حالی پیدا نکردیم و کاممان تلخ بود. بعد هم که ورود به دانشگاه و باقی ماجراها.

از همان اول می دانستید که دانشکده سینما تئاتر دانشگاه هنر پایتخت کشور عزیزمان ایران را گزینش می کنید؟
بله؛ از همان اول برنامه ام ادامه تحصیل در رشته کارگردانی سینما در دانشگاه هنر بود. به من گفته بودند جهت ورود به سینما تئاتر مورد نیاز است رتبه زیر ۱۰۰ داشته باشید که البته بعداً فهمیدم رتبه بسیار بهتری نیاز است! و طبیعتا تمام برنامه ریزی ها و هدفم کسب عالی ترین رتبه جهت ورود به دانشگاه مورد علاقه ام بود.

از انتخابتان و دانشگاهتان راضی هستید؟
انتظارم از دانشگاه زیاد نبود. با توجه به اینکه مشاور کنکورم، خودش دانشجوی سال بالایی رشته سینما بود، خیلی از شرایط نامساعد آموزشی در دانشکده را جهت من تشریح کرده بود؛ به همین خاطر چندان منتظر اتفاق خاصی نبودم و شاید دلیلی که خلاف بقیه هم سالانم دچار سرخوردگی نشدم همین آمادگی قبلی بود. جهت جبران ضعف سیستم آموزشی تلاش کردم خودم از همان ترم اول فنی را یاد بگیرم و به همین جهت تلاش کردم تا حد مطلوبی تدوین بیاموزم که به نظرم یکی از عالی ترین اقداماتم بود و در نتیجه می توان گفت از مسیری که طی کرده ام راضی هستم ولی از اوضاع تحصیلی در دانشگاه خیر!

متأسفانه اوضاع آموزشی و امکانات دانشکده سینماتئاتر علی رغم اسم و اعتبار بزرگی که به دوش می کشد به شدت ضعیف و شکست خورده هست. گواهش هم اعتراضات اخیر دانشجویان دانشکده علیه ضعف های شدید مدیریتی هست. امیدوارم به زودی اتفاقاتی رقم بخورد تا این اوضاع نامساعد کمی سامان پیدا کند و این همه امید استعدادهای تازه ناامید نشود.

جلو تر می رویم، شما همراه سایر اعضای انجمن علمی سینما تصمیم می گیرید نشستی را اطراف فیلم سینمایی «ماجرای نیمروز» در دانشکده سینما و تئاتر برگزار کنید.
من و دوستانم در انجمن علمی تصمیم گرفتیم فیلم ماجرای نیمروز را اکران کرده و بعد از آن نیز جلسه نقد و بررسی آن با حضور عوامل انجام شود. مسئولیت دعوت عوامل با من بود. این اکران مقارن بود با پخش فیلم در سینماهای کشور. من عنوان را با آقای مهدویان در میان گذاشتم و او بسیار استقبال کردند و مرا جهت این مناسبت یاری دادند و نهایتاً شرایط حضور او و پنج نفر از عوامل فیلم از جمله آقای امینی در دانشکده ما فراهم شد.

و چه شد که محمدحسین مهدویان شما را جهت فیلم «لاتاری» گزینش کرد؟
بعد از نشست، آقای مهدویان با من صحبت کردند و گفتند که در حال نگارش فیلمنامه تازه ای هستند و خود و آقای امینی گمان می کنند که یکی از نقش ها مناسب من هست. من آن روز حتی نمی دانستم فیلم چه موضوعی دارد، داستان آن تاریخی است یا در وقت حال رویدادی را جلو می برد. آقای مهدویان صحبت هایش را ادامه داد و گفت که اگر علاقه مند باشم آقای امینی به زودی قراری را ترتیب خواهند داد. چنین شد و نهایتاً همکاری ما شکل گرفت.

آقای مهدویان در آن روز به شما نگفت که نقشی که به پیشنهاد کرده هست، نقش اول زن فیلم است؟
خیر. راستش را بخواهید در آن روز ها به هر چیزی فکر می کردم، به جز بازیگری. اوایل همان بودن در کنار تیمی حرفه ای و کاربلد جهت من هیجان انگیز بود. اینکه نقش چیست یا چقدر دیده می شود تغییری در تصمیم من ایجاد نمی کرد. تمام چیزی که می خواستم این بود که انجامش دهم و از بودن کنار کارگردان فیلم تحسین برانگیز «ایستاده در غبار » تجربه کسب کنم.

از رتبه ۸ کنکور تا بازی در فیلم لاتاری , قشنگ کرمعلی

پدرتان هنگامی که چه واکنشی نشان داد؟
پدرم اوایل فکر نمی کرد که عنوان جدی باشد. بعد که پروژه جدی تر شد و گفتند که نقشی که قرار است ایفا کنم نقش اول فیلم هست، کمی ترسیده بودم، آیا که تا به حال در هیچ فیلم یا تئاتری ایفای نقش نکرده بودم. البته که وحشت به مرور از بین رفت و خواستن جانشین آن شد. پدر نیز اوایل هر چند رضایت کافی نداشت ولی بعدها در گفت وگو و تعامل با من و آشنایی زیاد با شرایط کار رضایت و اطمینان پیدا کرد.

محمد حسین مهدویان در کارگردانی و بازی گرفتن از بازیگرها، آدم سخت گیری است؟
او در بازی گرفتن از بازیگر بسیار جزئی نگر، دقیق و جدی هستند. ما در فیلم سینمایی «لاتاری» آقای امینی را به عنوان بازیگردان نیز داشتیم و خب حضور ایشان خودش نقطه قوتی جهت هر پروژه و هر کارگردانی هست. ایشان در کنار آقای مهدویان همواره به عالی ترین نحو بازیگران را هدایت کرده و جهت ارائه بازی یکدست و کم اشکال یاور کارگردان بود.

شما تئوری کارگردانی سینما را در دانشگاه آموخته بودید، هنگامی که در فیلم سینمایی «لاتاری» به صورت عملی با کاری که یک کارگردان باید انجام بدهد رو به رو شدید، از گزینش رشته کارگردانی سینما پشیمان نشدید؟
البته که نه! خب لاتاری نخستین حضور من در سینمای بلند بود ولی پیش از آن تجربه حضور در پروژه های فیلم های کوتاه به عناوین دیگر را داشته ام و حقیقتاً پروژه های فیلم کوتاه امروز سینمای ایران، از نظر کیفی و تکنیکال چیزی کم از سینمای بلند ندارند! کما اینکه در بسیاری مواقع فشارهایی که فیلمسازان فیلم کوتاه مجبور می شوند به علت کمبود بودجه، بسیار زیاد هست. بعد طبیعتاً بودن سر صحنه «لاتاری» نه تنها جهت من ترسناک نبود، بلکه اعتماد به نفس من را جهت فیلمسازی و کارگردانی دو چندان کرد.

برخورد شما با ساعد سهیلی به عنوان پارتنر چطور بود؟ ایفای نقش جلوی او برایتان سخت بود؟
تمرینات من با آقای امینی شروع شد که البته در ادامه امیر حسین هاشمی هم جهت کمک به من به بعضی تمرین ها ملحق شد. صادقانه و عامیانه بگویم! شاید مدت ها طول کشید تا یخ من جلوی همین دو فرد آب بشود! روزی که قرار بود ساعد را جهت نخستین بار ببینم و تمرین کنیم دلواپس بودم و استرس داشتم ولی درست زمانی که متن را در دست گرفتیم و شروع به خواندن کردیم، تمام استرس و نگرانی دور ریخته شد! نشانی از وحشت نبود. البته که برخورد دوستانه و گرم ساعد سهیلی در این عنوان به شدت موثر بود. چیزی که تا آخر پروژه وجود داشت.

خانم کرمعلی، خوش شانسی شما این بود که با گروهی وارد سینما شده است اید که انسان های درستی هستند. بعضی از افراد از طریق راه های غیر عرفی وارد سینما می شوند، راه هایی که عموماً راه درستی نیستند و از آنها سوء استفاده می شود. آیا راجع به این گونه ورود به سینما چیزی شنیده اید و اطلاعاتی راجع به آن دارید؟
بله اطلاع دارم؛ این عنوان از جمله موضوعاتی است که راجع به آن زیاد می شنویم و تنها مربوط به سینمای کشور عزیزمان ایران نمی شود و در تمام دنیا شیوع پیدا کرده هست. آدم های بی اخلاق در هر صنفی وجود دارد، در سینما نیز وجود دارد؛ ولی به نظرم گاهی خود ما زن ها نیز در این عنوان مقصر هستیم و اعتماد زودهنگام ما را زیاد در معرض آسیب قرار می دهد. البته که این حرف به هیچ عنوان به معنای برطرف تقصیر از طرف برابر نیست! به هیچ عنوان! فرد بی اخلاق و سوء استفاده گر طبیعتاً از سمت هیچ فردی تبرئه نمی شود ولی فکر می کنم جهت عوض کردن این شرایط اگر ما زن ها از خودمان شروع کنیم سریعتر و بهتر نتیجه خواهد داد.

لازم است ما زن ها دلیری دفاع از مرزهای اخلاقی خود را بیاموزیم. گاهی اوقات بی مبالاتی هایی از سمت خود ما اتفاق می افتد که بستر را جهت افراد سوء استفاده گر مهیا می کند. فکر می کنم مورد نیاز است ما اول خواسته ها و مرزهای اخلاقی خود را بشناسیم و بدانیم که این دو در کنار هم مفهوم پیدا می کنند. اگر خواسته ها به قیمت فدا کردن اخلاق به دست بیایند، بعد از حصولشان خودبه خود جهت ما بی معنی خواهند شد.

متاسفانه این مباحث تلخ وجود دارد و جهت حل آن باید اصلاحاتی اجتماعی صورت پذیرد.

برخوردی با اینگونه از فیلمسازان داشته اید؟
بله؛ ولی چون من آدم حساسی هستم و معمولاً تمام جوانب را در نظر می گیرم، سریع متوجه این عنوان شدم و با آن گروه همکاری نکردم. گاهی با یک تحقیق جزئی می توان این مباحث را متوجه شد. متاسفانه در جهانی زندگی می کنیم که راحت نباید اعتماد کرد. باید پیش از ورود به هر کاری تمام جوانب آن سنجیده شود.

بازیگری را ادامه می دهید؟
بله. و تلاش می کنم در آن مسیر رو به جلو پیش بگیرم و بهتر شوم.

فیلمنامه را به شما دادند و شما خواندید و متوجه شدید که داستان راجع به قاچاق دخترهای ایرانی به دبی است نظر شما راجع به داستان فیلم چه بود. از قبل اطلاع داشتید که چنین اتفاقی می افتد ؟
بله می دانستم که جهت زن ها و دختر های کشورمان چنین اتفاقاتی می افتد، چه در دبی و چه در هر جای دیگری ولی تا آن وقت به این دقت پیگیر این عنوان نشده بودم. ساخت فیلم بر مبنای چنین ایده ای به نظرم تصمیم جسورانه ای بود که از جانب گروه سازنده گرفته شد. شخصاً به این فکر کردم که شاید کاراکتر نوشین و مسیری که سر راهش قرار می گیرد باعث شود حتی فقط یک نفر که ممکن است در معرض چنین سوء استفاده ای باشد، زیاد درنگ کند و زیاد پیگیر شود و همین شخصیت نوشین را جهت من ارزشمندتر کرد.

اولین بار چه زمانی نسخه نهایی فیلم را تماشا کردید؟
من نسخه هایی ناتمام از فیلم را دیده بودم، ولی نسخه نهایی آن را روز اول نمایش در جشنواره فیلم فجر تماشا کردم. در پردیس آزادی و کنار پدر و مادرم.

قبل از فیلم سینمایی «لاتاری» تجربه حضور در جشنواره فیلم فجر را داشتید؟
سالهای پیش مخاطب جشنواره بودم؛ ولی نخستین بار بود که به عنوان عوامل فیلم در جشنواره شرکت داشتم.

فیلم در کاخ سی وششمین جشنواره فیلم فجر به نمایش در آمد و نشست خبری آن برگزار شد؛ از سؤالاتی که امکان مطرح کردن آن بود نمی ترسیدید؟
برای نخستین بار بود که در یک نشست خبری حضور می یافتم ولی از سوالاتی که ممکن بود پرسیده شود ترسی نداشتم. کلا چندان آدم ترسویی نیستم و طبیعتاً جهت پاسخ به سوالات احتمالی هم آمادگی داشتم. ولی خب تقریباً هیچ سوالی از بازیگران پرسیده نشد و نشست جنبه ای سیاسی به خود گرفت و سوالات همه خطاب به آقای رضوی و آقای مهدویان بود. مثل هر اثر دیگری، بعضی فیلم را به شدت دوست داشتند و بعضی دیگر هم خیر.

نظر خودتان چه بود آیا فیلم خطرناکی بود ؟
به نظرم به جای اینکه به یک فیلم نگاه امنیتی داشته باشیم، بهتر است آن را نقد کنیم. حکومتِ هیچ کشوری را به خاطر آثار هنری اش محاکمه و قضاوت نمی کنند! ما می توانیم آثار را نقد کنیم ولی نگاه امنیتی به فیلم ها و هر اثر هنری نتیجه اش تنها محدود کردن دامنه تخیلات و ذهن بازیگران و صورت های معروف و فیلمنامه نویسان و نهایتاً شدت یافتن سانسور هست. البته این مطلب فقط محدود به لاتاری نیست و هر اثری را مشمول بر می شود. بزرگترین رنجی که آثار سینمایی ما می کشند همین عقیم ماندن فیلمنامه ها ومحدود شدنشان به هزار و یک مرز و قانون نوشته و نانوشته است.

جشنواره فیلم فجر به روز های نهایی خود رسید و نامزدهای دریافت گروه تحریریه سایت اعلام شدند، شما آن روز چه حسی داشتید؟
فیلم ما دیده شده است بود و از این بابت همه خوشحال بودیم ولی خب جدای از احتمالات دیگر، حداقل اطمینان داشتم که ساعد سهیلی نامزد بازیگر نقش اول خواهد بود. البته که از نقش آفرینی بی نظیر آقای حجازی فر هم نباید ساده گذشت.

گفتید که فیلم کوتاه می سازید. در چه مرحله ای هستید؟
بله و اکنون در مرحله نوشتن فیلمنامه هستیم.

قبلا فیلم کوتاه ساختید؟
کارگردانی نکردم ولی در مقام های دیگر همکاری داشته ام. تدوینگر، منشی صحنه و دستیار کارگردان بوده ام.

یعنی به زودی شما یک فیلم کوتاه می سازید؟
بله. به امید خدا.

برخی از کارگردانان سینمای کشور عزیزمان ایران از جمله محمدحسین مهدویان، علاوه بر کارگردانی فیلمنامه اثر را هم خود می نویسند. نظر شما راجع به این عنوان چیست، آیا با این انگاره که کارگردان خود نویسنده فیلمنامه اثر هم باشد موافقید و تصمیم دارید در کارهایی که تولید می کنید خود نویسنده فیلمنامه نیز باشید؟
خیلی قائل به این نیستم که حتماً تمام آثاری که بسازم، خود فیلمنامه اش را نوشته باشم. در حال حاضر هم به دوستان فیلمنامه نویسم پیشنهاد دادم که اگر فیلمنامه ای در دست دارند و علاقه دارند که اثری با آن فیلمنامه تولید شود، بدهند تا به صورت یکسان و با همکاری یک دیگر آن اثر را تولید کنیم؛ آیا که به نظر من خود این همکاری چالش جذابی ست که دو فرد با دو تفکر متفاوت تلاش کنند با هم همراه شده است و دو برداشت متفاوت از یک متن را به تصویر واحد برسانند.

اما در اینباره یک بحث وجود دارد، این که عموماً افرادی که فیلمنامه های خوبی دارند، می خواهند خود آن را کارگردانی کنند. بنابراین کسی قبول نمی کند که فیلمنامه اش را در اختیار دیگری بگذارد. در واقع تقریباً همکاری بین گروه فیلمنامه نویسی و کارگردانی در کشور ما و به خاص میان دانشجویان این رشته بسیار اندک است.

برخی از فیلمسازان در آثارشان دغدغه های مشترکی را دنبال می کنند، مثلاً یک فیلمساز تصمیم می گیرد که در فیلمهایش دغدغه های اجتماعی مردم را به تصویر بکشد، فیلمساز دیگر پا فراتر می گذارد دغدغه های سیاسی خود یا مردم را به تصویر می کشد. آیا شما هم در آینده کاریتان تصمیم دارید که دغدغه مشترکی را دنبال کنید؟
نه؛ قائل به این نیستم که یک فیلمساز الزاماً باید مسیر واحدی را در فیلمهایش دنبال کند و خود هم تصمیم ندارم در آثاری که می سازم مسیر واحدی را پیمایش کنم، مثلاً فقط بخواهم مباحث اجتماعی را دنبال کنم. ولی شخصاً به تاریخ کشور عزیزمان ایران علاقه مند هستم و دوست دارم که فیلم تاریخی بسازم. البته ساخت یک فیلم تاریخی در کشور ما کار مشکل هست، آیا که هم توانایی بالایی را می طلبد و هم بودجه بسیاری نیاز دارد ولی به هر حال آرزوی نهایی من، ساخت فیلم راجع به بازه تاریخی قبل از اسلام کشور عزیزمان ایران هست؛ چون راجع به آن تاکنون صحبت نشده و به نظرم این بخش از تاریخ ما در حوزه فرهنگی بسیار مهجور مانده هست. فکر می کنم صحبت کردن از گذشته و تشریح آن جهت نسل های جدیدی که شاید بسیاری از شخصیت های بزرگ و قهرمانان ملی ارزش را نمی شناسند، قدمی در راه زیاد کردن میزان خودباوری میان ما باشد.

عدم خودباوری مشکلی ست که تمامیت جامعه امروز ما از آن زحمت می برد و از این باب آسیب می خورد. البته که علل زیادی پشت سر این ضعف فرهنگی است ولی به هر حال گمان می کنم مرور هویت و فرهنگ ملی مان باعث می شود این خود کم بینی در برابر دنیا که حقیقتاً میان تک تک ما رخنه کرده هست، نه به طور کامل ولی اندکی کمرنگ تر شود. گنجینه ای از هنر، فرهنگ و حماسه های بزرگ اعتبار مردم ماست. گنجینه ای که در گذر سال ها به فراموشی سپرده شده است و شاید مورد نیاز است به ما یادآوری شود تا بدانیم همچنان هم قدرت ایجاد بزرگترین تغییرات در دستان ماست.

امیدوارم روزی برسد که بتوانم به این آرزو نزدیک شوم.

با توجه به صحبت های شما، شاید بتوان این پرسش را به میان آورد که آیا بعضی از فیلمنامه نویسان کشورمان، با در نظرگرفتن این که می دانند ما در ادبیات کشورمان آثار غنی داریم به سمت اقتباس از آثار خارجی در فیلمنامه خود می روند؟
به نظرم بخشی از این عنوان به باعث وجود بعضی محدودیت هاست. متاسفانه هنگامی که فیلمسازی به سمت ساخت چنین آثاری می رود با محدودیت هایی رو به رو می شود که این محدودیت ها زبان اثر را الکن و ناقص می کند. مثلاً مرحوم علی معلم جهت ساخت فیلم «کورش بزرگ» چقدر تلاش کردند و هنوز هم آن اثر به سرانجامی نرسیده هست. یا از شاهنامه فردوسی که بی شک یکی از بزرگترین آثار ادبی کشور عزیزمان ایران و دنیا هست، آیا تاکنون اثر سینمایی فاخری تولید نشده است؟ باید از تهیه کنندگان و سرمایه گذاران فرهنگی پرسید که آیا قهرمانان ملی خودمان تاکنون در حاشیه و مهجور مانده اند.

شاید علت دیگر این عنوان هم، به همان عدم خودباوری ما بازگردد که باعث می شود کمتر به آثار ادبی تولید شده است در کشور خودمان روی بیاوریم و ترجیح بسیاری از فیلمساران ما اقتباس از آثار ادبی سایر کشورهاست که امتحان خود را بعد داده اند. البته که در این میان انصافاً آثار درخشانی هم در اقتباس از آثار خارجی تولید شده است اند که شاید «شبهای روشن» آقای موتمن یکی از عالی ترین آنهاست ولی همچنان هم جای خالی ادبیات فارسی در آثار امروز ما به شدت احساس می شود.

بازیگر نقش اول زن فیلم سینمایی «لاتاری» گفت که می‌خواهم در آینده راجع به تاریخ کشور عزیزمان ایران فیلم بسازم، آیا که احساس می‌کنم حرف‌های بسیاری در این عرصه وجو

واژه های کلیدی: ایران | سینما | ایرانی | سینمای | سینمایی | فیلمنامه | کارگردانی | سینماهای کشور

از رتبه ۸ کنکور تا بازی در فیلم لاتاری , قشنگ کرمعلی

از رتبه ۸ کنکور تا بازی در فیلم لاتاری , قشنگ کرمعلی


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs